على زمانى قمشه اى
320
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
عربى بود . به زبانهاى فرانسه ، عبرى و تركى كاملا مسلط و به انگليسى به اندازهء رفع احتياج آشنا بود . فقيهى مجتهد و جامعالشرائط فقيهى در حدّ كمال بود . فيلسوف الهى و متبحّر و حكيمى متضلّع در حكمت متعاليه و مشّاء و اشراق بود . در علوم رياضى بهخصوص در هيئت كمنظير بود . طبيبى بود كه قانون شيخ الرئيس و شرح اسباب را درس مىگفت و مخترع حاذقى كه با ذهن بلند نگر وقّاد خود برخى آلات رصدى در شناخت قبلهء بلاد مختلف را اختراع نمود و محدّثى خبير كه از مشايخ حاملان روايت شمرده مىشد و رجالى ماهر در درايت و تشخيص ثقات از ضعفا بود و مفسرى متبحّر در تفسير قرآن كريم و علم قرائات بود و بالجمله هنگام اشاره به علمايى كه جامع علوم و فنون مختلف بودند مشار بالبنان است و آثار درخشان ايشان بهترين شاهد صدق بر آنچه بر اين قلم رانده شد مىباشد . « 1 » و حكيم متألّه حضرت آية اللّه جوادى آملى نيز دربارهء مرحوم شعرانى چنين مىفرمايد : مرحوم آقاى شعرانى در طبيعيات خيلى ماهر بود . ايشان مثالهايى را هم كه ذكر مىكند يا هندسى است و يا طبيعى و يا طبى و مانند آن . اگرچه ممكن است مثال در اصل آن بحث نقش نداشته باشد ، ولى وقتى طلبه مىبيند كه اين مثال را استاد خوب بيان نكرد ، آن حسن قبول را دربارهء گفتههاى استاد از دست مىدهد و احيانا بعضى از اين ظرافتهاست كه از راه مثل مىتواند مشكل ممثّل را حل بكند . نوع مثالهايى كه ديگران به كمك يك مسئلهء ساده القا مىكردند ، مرحوم بو على با مسائل طبيعى و رياضى و امثال ذلك القا مىكرد . مرحوم آقاى شعرانى در اين بخشها خيلى مسلط و قوى بود ، لذا طبيعيات اشارات را حضور
--> ( 1 ) . كيهان انديشه ، شماره 45 ، ص 81 .